مشتری خاص

اغلب انسان‌ها به طور غریزی دوست دارند که در معرض توجه ویژه دیگران باشند. ما دوست داریم از عزیزانمان گرفته تا افراد معمولی جامعه همه با شیوه‌ای خاص و ویژه با ما رفتار کنند. این نگرش اشتباه باعث می‌شود تا انتظار داشته باشیم که بیشتر از آنچه شایسته‌اش هستیم، از دیگران دریافت کنیم. اگر تصور کنید که خاص هستید و با شما مانند سایرین رفتار می‌شود، آسیب خواهید دید. پرسش بزرگ این است که آیا واقعا شما خاص هستید؟

مشتری خاص

22 سال قبل ژوره مورینیو سرمربی نامدار پرتغالی سکان هدایت چلسی را برعهده گرفت. سرمربی جذاب در اولین کنفرانس خبری‌اش جمله‌ای بیان کرد که یکی از مهم‌ترین لقب‌های جهان فوتبال در پی آن خلق شد! مورینیو به خبرنگاران گفت: “لطفاً به من مغرور و متکبر نگویید. من قهرمان اروپا هستم و معتقدم خاص هستم.” این جمله باعث شد تا نشریات بریتانیا به او لقب آقای خاص را اعطا کنند.

یکی از چالش‌های بزرگ تحویلداران بانک مراجعه متعدد افرادی است که انتظار دارند به طور خاص و ویژه‌ای با آنها رفتار شود و حتی خارج از نوبت خواسته‌شان محقق گردد. اغلب دلایلی که این افراد ارائه می‌دهند برایم تکراری است. مرد جوانی می‌گوید: “مرخصی ساعتی گرفته‌ام باید زودتر به محل کارم برگردم.” پیرمردی اظهار می‌کند:” ساعت خوردن داروهایم فرا رسیده و باید به منزل برگردم.” زنی میانسال می‌گوید: ” غذایم روی گاز است و اگر دیر بروم می‌سوزد.” پیرزنی بیان می‌کند: “هنگام ظهر است و برای خواندن نماز باید به مسجد بروم.” کاسب محله می‌خواهد خارج از نوبت پول حواله کند تا چکش برگشت نخورد و تا دلتان بخواهد اظهارات مشابه وجود دارد. اگر بخواهم به کار تمامی این افراد خارج از نوبت رسیدگی کنم، نه تنها باجه من، شعبه نیز دچار هرج و مرج می‌شود.

صف شلوغ بانک
انتظار کشیدن در بانک واقعا حوصله‌سربر است!

چند روز قبل در حالی که طبق عادت با خواندن شماره و با روال همیشگی در حال انجام وظیفه بودم، فردی به باجه‌ام مراجعه کرد و تقاضا نمود کارش را خارج از نوبت انجام دهم. دلیلش (یا بهانه‌اش) این بود که ماشینش را جای مناسبی پارک نکرده است. شماره اش را دیدم و با روی باز به او گفتم “زمان زیادی تا خواندن شماره شما مانده و بهتر است جای پارک مناسبی برای ماشینتان پیدا کنید.” در ادامه توضیح دادم من همیشه طبق نوبت به مشتریان خدمت رسانی می‌کنم. او هم در حالی که قانع نشده بود با پوزخند به من گفت: “این حرفها واسه مردم عادیه اگر مشتری خاصت بودم هم همین حرفو میزدی؟” من در حالی که از کنایه او دلخور شده بودم با لبخند به او گفتم: “هر مشتری که به باجه من مراجعه می‌کند مشتری خاص من است.” او که قانع نشده بود با رویی درهم کشیده به صندلی انتظار برگشت و منتظر شد تا نوبتش بشود.

یکی از دلایلی که باعث می‌شود به ارائه خدمت براساس شماره اهمیت بدهم، تجربه شخصی خودم است. سال‌ها پیش که به عنوان ارباب رجوع به بانک مراجعه می‌کردم با دقت عملکرد کارکنان را زیرنظر داشتم و مشاهده می‌کردم چگونه افرادی خارج از نوبت، خدمات دریافت می‌کنند. ارائه خدمات خارج از نوبت به دیگران باعث می‌شد که من زمان بیشتری در صف انتظار باشم. پس از همان ابتدای انجام وظیفه سعی کردم به ارائه خدمت  به مشتریان براساس نوبت پایبند باشم.

از قضا بعد از حدود نیم ساعت شماره این مشتری توسط من خوانده شد. او با ظاهری گرفته و طلبکارانه روبه‌رویم نشست. من هم در باطن از برخورد قبلی او شاکی بودم، اما حرف ناصوابی بر زیان نیاوردم و گفتم: “سلام مجدد، امرتان را بفرمایید.” یک حواله مربوط به اداره مالیات در دستانش قرار داشت. به من گفت: ” علیک، واریزی مالیات دارم برام انجام بده.” فیشش را دیدم و ایرادات آن را به او توضیح دادم و گفتم که شناسه واریز آن را باید براساس قبض مالیاتی که برایت صادر شده است، پر کنی. او که حالا کمی نرم شده بود فیشش را اصلاح کرد و شناسه واریز را از روی قبض مالیات نوشت. هنگام ثبت سند متوجه شدم که شناسه واریزش معتبر نیست پس قبض مالیاتش را گرفتم و خودم شناسه واریزش را چک کردم. یک رقمه از شناسه 30 رقمی را اشتباه نوشته بود. پس از اینکه رسید فیشش را به او تحویل دادم، می‌شد به وضوح علائم تغییر رفتار او را مشاهده کرد. انگار از برخورد نخست خود شرمنده شده بود. پس از چندبار عذرخواهی از من به صورت ویژه تشکر کرد. من هم از درون نسبت به خودم احساس رضایت داشتم. از اینکه توانسته بودم چالشی احتمالی را به یک ارتباط دوستانه ختم کنم خوشحال بودم.

نتیجه‌گیری

هنگامی که مشتری به شما مراجعه می‌کند شاید برای شما یکی مثل هزاران نفر قبلی باشد که در طی سالها پشت باجه دیده‌اید. اما او خود را فردی خاص تصور می‌کند و انتظار دارد با او به شیوه‌ای محترمانه رفتار شود. شاید برای ما هر مشتری فردی عادی باشد اما در ذهن او ما همان فردی هستیم که قرار است مشکلش را حل کنیم و انتظار دارد با بالاترین خلوص در خدمتش باشیم. برقراری تعادل بین این دو نگرش دشوار است اما تجربه اندک من نشان داده که اگر این تعادل برقرار شود اغلب چالش‌های ما هنگام مراجعه ارباب رجوع برطرف خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رادیولوژی دهان و دندان
خاطرات
رضا محمدیان
مزایای کشیدن دندان عقل

دندان عقل به عنوان آخرین دندانی که در انتهای دهان رشد می‌کند، شناخته می‌شود. رشد این دندان برای بسیاری از افراد با مشکلاتی همراه است.

ادامه مطلب »
مصطفی منصوریان
خاطرات
رضا محمدیان
مصطفی منصوریان

مصطفی منصوریان حدودا 12 سال از من بزرگتر است. قامتش 170 سانتی متر و وزنش حدود 70 کیلوگرم است. آنقدر به استقلال علاقه دارد که

ادامه مطلب »
نقاشی‌هایی به مناسبت تولد رضا محمدیان
خاطرات
رضا محمدیان
تولد 32 سالگی

باز هم اردیبهشت زیبای دیگری را تجربه می‌کنم. ماهی که شاید به سبب قرارگیری زادروزم در آن برایم خاص‌تر شده است. ماهی که طبیعت در

ادامه مطلب »

مشتری خاص

اغلب انسان‌ها به طور غریزی دوست دارند که در معرض توجه ویژه دیگران باشند. ما دوست داریم از عزیزانمان گرفته تا افراد معمولی جامعه همه با شیوه‌ای خاص و ویژه با ما رفتار کنند. این نگرش اشتباه باعث می‌شود تا انتظار داشته باشیم که بیشتر از آنچه شایسته‌اش هستیم، از دیگران دریافت کنیم. اگر تصور کنید که خاص هستید و با شما مانند سایرین رفتار می‌شود، آسیب خواهید دید. پرسش بزرگ این است که آیا واقعا شما خاص هستید؟

مشتری خاص

22 سال قبل ژوره مورینیو سرمربی نامدار پرتغالی سکان هدایت چلسی را برعهده گرفت. سرمربی جذاب در اولین کنفرانس خبری‌اش جمله‌ای بیان کرد که یکی از مهم‌ترین لقب‌های جهان فوتبال در پی آن خلق شد! مورینیو به خبرنگاران گفت: “لطفاً به من مغرور و متکبر نگویید. من قهرمان اروپا هستم و معتقدم خاص هستم.” این جمله باعث شد تا نشریات بریتانیا به او لقب آقای خاص را اعطا کنند.

یکی از چالش‌های بزرگ تحویلداران بانک مراجعه متعدد افرادی است که انتظار دارند به طور خاص و ویژه‌ای با آنها رفتار شود و حتی خارج از نوبت خواسته‌شان محقق گردد. اغلب دلایلی که این افراد ارائه می‌دهند برایم تکراری است. مرد جوانی می‌گوید: “مرخصی ساعتی گرفته‌ام باید زودتر به محل کارم برگردم.” پیرمردی اظهار می‌کند:” ساعت خوردن داروهایم فرا رسیده و باید به منزل برگردم.” زنی میانسال می‌گوید: ” غذایم روی گاز است و اگر دیر بروم می‌سوزد.” پیرزنی بیان می‌کند: “هنگام ظهر است و برای خواندن نماز باید به مسجد بروم.” کاسب محله می‌خواهد خارج از نوبت پول حواله کند تا چکش برگشت نخورد و تا دلتان بخواهد اظهارات مشابه وجود دارد. اگر بخواهم به کار تمامی این افراد خارج از نوبت رسیدگی کنم، نه تنها باجه من، شعبه نیز دچار هرج و مرج می‌شود.

صف شلوغ بانک
انتظار کشیدن در بانک واقعا حوصله‌سربر است!

چند روز قبل در حالی که طبق عادت با خواندن شماره و با روال همیشگی در حال انجام وظیفه بودم، فردی به باجه‌ام مراجعه کرد و تقاضا نمود کارش را خارج از نوبت انجام دهم. دلیلش (یا بهانه‌اش) این بود که ماشینش را جای مناسبی پارک نکرده است. شماره اش را دیدم و با روی باز به او گفتم “زمان زیادی تا خواندن شماره شما مانده و بهتر است جای پارک مناسبی برای ماشینتان پیدا کنید.” در ادامه توضیح دادم من همیشه طبق نوبت به مشتریان خدمت رسانی می‌کنم. او هم در حالی که قانع نشده بود با پوزخند به من گفت: “این حرفها واسه مردم عادیه اگر مشتری خاصت بودم هم همین حرفو میزدی؟” من در حالی که از کنایه او دلخور شده بودم با لبخند به او گفتم: “هر مشتری که به باجه من مراجعه می‌کند مشتری خاص من است.” او که قانع نشده بود با رویی درهم کشیده به صندلی انتظار برگشت و منتظر شد تا نوبتش بشود.

یکی از دلایلی که باعث می‌شود به ارائه خدمت براساس شماره اهمیت بدهم، تجربه شخصی خودم است. سال‌ها پیش که به عنوان ارباب رجوع به بانک مراجعه می‌کردم با دقت عملکرد کارکنان را زیرنظر داشتم و مشاهده می‌کردم چگونه افرادی خارج از نوبت، خدمات دریافت می‌کنند. ارائه خدمات خارج از نوبت به دیگران باعث می‌شد که من زمان بیشتری در صف انتظار باشم. پس از همان ابتدای انجام وظیفه سعی کردم به ارائه خدمت  به مشتریان براساس نوبت پایبند باشم.

از قضا بعد از حدود نیم ساعت شماره این مشتری توسط من خوانده شد. او با ظاهری گرفته و طلبکارانه روبه‌رویم نشست. من هم در باطن از برخورد قبلی او شاکی بودم، اما حرف ناصوابی بر زیان نیاوردم و گفتم: “سلام مجدد، امرتان را بفرمایید.” یک حواله مربوط به اداره مالیات در دستانش قرار داشت. به من گفت: ” علیک، واریزی مالیات دارم برام انجام بده.” فیشش را دیدم و ایرادات آن را به او توضیح دادم و گفتم که شناسه واریز آن را باید براساس قبض مالیاتی که برایت صادر شده است، پر کنی. او که حالا کمی نرم شده بود فیشش را اصلاح کرد و شناسه واریز را از روی قبض مالیات نوشت. هنگام ثبت سند متوجه شدم که شناسه واریزش معتبر نیست پس قبض مالیاتش را گرفتم و خودم شناسه واریزش را چک کردم. یک رقمه از شناسه 30 رقمی را اشتباه نوشته بود. پس از اینکه رسید فیشش را به او تحویل دادم، می‌شد به وضوح علائم تغییر رفتار او را مشاهده کرد. انگار از برخورد نخست خود شرمنده شده بود. پس از چندبار عذرخواهی از من به صورت ویژه تشکر کرد. من هم از درون نسبت به خودم احساس رضایت داشتم. از اینکه توانسته بودم چالشی احتمالی را به یک ارتباط دوستانه ختم کنم خوشحال بودم.

نتیجه‌گیری

هنگامی که مشتری به شما مراجعه می‌کند شاید برای شما یکی مثل هزاران نفر قبلی باشد که در طی سالها پشت باجه دیده‌اید. اما او خود را فردی خاص تصور می‌کند و انتظار دارد با او به شیوه‌ای محترمانه رفتار شود. شاید برای ما هر مشتری فردی عادی باشد اما در ذهن او ما همان فردی هستیم که قرار است مشکلش را حل کنیم و انتظار دارد با بالاترین خلوص در خدمتش باشیم. برقراری تعادل بین این دو نگرش دشوار است اما تجربه اندک من نشان داده که اگر این تعادل برقرار شود اغلب چالش‌های ما هنگام مراجعه ارباب رجوع برطرف خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رادیولوژی دهان و دندان
خاطرات
رضا محمدیان
مزایای کشیدن دندان عقل

دندان عقل به عنوان آخرین دندانی که در انتهای دهان رشد می‌کند، شناخته می‌شود. رشد این دندان برای بسیاری از افراد با مشکلاتی همراه است.

ادامه مطلب »
مصطفی منصوریان
خاطرات
رضا محمدیان
مصطفی منصوریان

مصطفی منصوریان حدودا 12 سال از من بزرگتر است. قامتش 170 سانتی متر و وزنش حدود 70 کیلوگرم است. آنقدر به استقلال علاقه دارد که

ادامه مطلب »
نقاشی‌هایی به مناسبت تولد رضا محمدیان
خاطرات
رضا محمدیان
تولد 32 سالگی

باز هم اردیبهشت زیبای دیگری را تجربه می‌کنم. ماهی که شاید به سبب قرارگیری زادروزم در آن برایم خاص‌تر شده است. ماهی که طبیعت در

ادامه مطلب »