والدین زیادی را میشناسم که علیرغم علاقهای که به فرزندشان دارند، از عملکرد او خشنود نیستند. در واقع این افراد میخواهند فرزندشان در همه عرصهها باب میل آنها عمل کند؛ اما رفتار فرزند (درست یا غلط) مطابق با شرایط روز جامعه خواهد بود. به نظر شما این توقع والدین از فرزند منطقی است؟ در کلام امام علی علیهالسلام این موضوع را بررسی خواهیم کرد.
والدین زیادی را میشناسم که در برخورد با فرزندان نوجوان و جوان خود دچار چالش شدهاند. پدران و مادران محترمی که از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار هستند، اما تصور میکنند در تربیت فرزند خود ناکام ماندهاند. این والدین سالها رویاهایشان را در فرزند خود جستوجو کردهاند اما زمانی که فرزند نوجوان آنها رفتاری برخلاف میل آنها دارد، زحماتشان را بر باد رفته میبینند. احتمالا در اطراف خود والدین متولد دهه 50 و 60 را دیدهاید که در برخورد با فرزندان متولد دهه 80 و 90 خود چالش جدی دارند. آیا فرزند باید مطابق خواسته والدین رشد کند یا در پیش گرفتن مسیری مستقل متناسب با زمانه منطقی است؟
بگذارید همین ابتدا توجهتان را به سخنی از امام علی جلب کنم:
المَرءُ ابنُ ساعَتِهِ.
انسان، فرزند لحظهاى است كه در آن به سر مىبرد.
پس همانطور که میبینید امام علی انسان را فرزند زمانهای میداند که در آن به سر میبرد. بگذارید با مثالی درباره خودم بحث را ادامه دهم. به طور مثال در نوع پوشش من در طول 15 سال قبل تغییرات زیادی رخ داده است. همین حالا هم میتوانم با صراحت بگویم احتمالا لباسی که الان میپوشم را در 50 سالگی نخواهم پوشید و در آن زمان نیز پوشش دیگری خواهم داشت. در هر زمانی من متناسب با سن و سالم و شرایط روز جامعه پوششم را انتخاب خواهم کرد. البته این حرف من به این معنا نیست که به صورت کورکورانه از مد پیروی میکنم!
به تکنولوژیهای ارتباطی فکر کنید. روزگار با چاپارها و قاصدان شخصی، نامه به عنوان ابزار ارتباطی منتقل میشد. بعدها تلگراف و تلفن پدید آمدند تا نوشته و صوت راحتتر به مقصد برسد. چند دهه قبل به کمک ایمیل میتوانستیم متون را به سادگی و در لحظه به یکدیگر منتقل کنیم. حالا با تماس تصویری زنده در سوشال مدیا مرزهای ارتباط وسعت بیکرانی یافته است. یادم است که در روزگار کودکی من هنوز تا حدودی نامه نوشتن رواج داشت. اما امروزه نامهها بیشتر در محیطهای اداری کاربرد دارند! اینک میتوان به سادگی با کشورهای آمریکای جنوبی به سادگی ارتباط تصویری مستقیم برقرار کرد! پس به طور طبیعی کودکانی که در این فضا رشد میکنند در ارتباط گرفتن نیز متفاوت از والدین خود خواهند بود.
حال موقعیت دیگری را برایتان تشریح میکنم. در دهه 60 و در سالهای جنگ تحمیلی احتمالا جوانان زیادی با توجه به شرایط جامعه و شور و هیجانی که پدید آمده بود، به صورت داوطلبانه راهی جبهه شدند. در برخی موارد نیز احتمالا والدین از بیم جان فرزنداننشان سعی داشتند آنها را منصرف کنند. در نهایت متناسب با حال و هوای آن روزگار بسیاری با اشتیاق به سمت میدان عمل حرکت کردند. اما شاید جامعه امروزی ایران به دلایل مختلف از چنین ظرفیتی در همان حد و اندازه برخوردار نباشد.
در زمینه موسیقی هم این مورد صدق میکند. احتمالا متولدین 1339-1320 ترانههایی با صدای خوانندگان پیش از انقلاب را میپسندند. در حالی که متولدین دهه 40 و 50 و 60 احتمالا با محمد اصفهانی، سیاوش، امید، حبیب، ناصر عبدالهی و… خاطره دارند. خودم به عنوان یک دهه هفتادی در موسیقی پاپ با صدای محسن چاوشی و شادمهر احساس قرابت بیشتری دارم. احتمالا نسل دهه 80 اغلب با صدای تتلو و امثالهم سازگار شدهاند. البته این تقسیمبندی فرضی است اما به طور کلی فردی که متولد 1320 باشد چندان با ترانههای تتلو ارتباط نمیگیرد و نوجوان 15 ساله هم حوصله شنیدن آواز زیبای اکبر گلپایگانی را ندارد. این تفاوتها معنای رفتار اشتباه را نمیدهد. در فیلم و سریال هم مانند موسیقی میتوان به همین شیوه مثالهای متفاوتی ارائه کرد.
پدران و مادران زیادی را میشناسم که انتظار دارند فرزندشان نمونههای موفقی از رویاهای آنها باشند. آنها میخواهند فرزند عزیزشان در درس سرآمد باشد، چون در دوران کودکی آنها جامعه برای افراد تحصیل کرده ارزش زیادی قائل بود. همچنین احتمالا آنها توقع دارند فرزندشان در ورزش و اخلاق عالی باشد آن هم مطالق با معیارهای آنها. ضمنا چون بازیهای کامپیوتری و گوشی موبایل را سدی در تحقق موفقیت فرزند خود میدانند انتظارشان این است که نوجوان از آنها فاصله بگیرد. نا گفته نماند که بسیاری از والدین برخلاف توقعی که از فرزندشان دارند، روزی چندین ساعت در شبکههای اجتماعی وقت میگذرانند. شاید والدین در دوران کودکی بتوانند تا حدودی فرزند را مطابق با معیارهای خود تربیت کنند، اما پس از آغاز دوره نوجوانی دیگر تسلط والدین بر رفتار و تربیت فرزند کاهش مییابد. در همین دوران آنها از این که فرزند خود را متفاوت با خواستههایشان میبینند، متعجب و ناراحت میشوند. تازه این مورد را هم باید لحاظ کنیم که گاهی پدر و مادر هر کدام انتظار نسخه متفاوتی از فرزند خود دارند. اما در نهایت با فرزندی روبهرو میشوند که مطابق با معیارهای هیجکدام نیست. همین اختلاف عمل و رفتار باعث میشود بین فرزند و پدر و مادر یک شکاف عمیق ایجاد شود. در واقع زمانی باید نگران فرزندمان شویم که بین او و ما شکافی عمیق ایجاد شود.
بار دیگر با سخنی از امام علی توقعاتمان را از فرزندانمان بسنجیم:
اَلنّاسُ بِزَمانِهِمْ اَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ.
مردم به زمان خود شبيه ترند تا به پدران خود.
واضح است که با توجه به سخن امیرالمومنین باید از فرزندمان توقعانی متناسب با مقتضیات زمان داشته باشیم. پس اگر میخواهیم فرزندی نیکو تربیت کنیم باید سلایق متناسب با زمانه او را نیز در نظر بگیریم. با احترام به عقاید و شیوه تفکر فرزندمان میتوانیم ارتباط قویتری با او بسازیم. اگر فرزندی تصور کند که والدین او نسبت به موضوعات روز و پرمخاطب جامعه بیخبر هستند، در مسائل مهم نیز از راهنماییها آنها چندان استفادهای نخواهد کرد.
پ.ن: در ابتدا قصد داشتم این نوشته را به صورت پیوسته و با تمرکز بنویسم. اما در میانه نگارش آن مشکلی برایم پیش آمد و با یک روز تاخیر متن را به پایان رساندم. همین مورد احتمالا موجب شد که نتوانم انسجام ذهنی کافی داشته باشم. حتی نتوانستم بخشهایی از تفکرم را در آن جای دهم. اما با تمامی این تفاسیر به نظرم تا همین اندازه نیز شایسته انتشار است. اما ویرایش آن در روزهای آتی محتمل میباشد.





