رهایم کن از آثار پرمخاطب محسن چاوشی خواننده محبوب ایرانی است. مانند همیشه اندوه چاوشی در ادای کلمات این ترانه به شکل فزایندهای به جذابیت این اثر میافزاید. ترانهای غمگین که روحهای افسرده را درگیر خود میکند و زخم دلهای مجروح را تازه میسازد. به عنوان یک شنونده معمولی، نخستین باری که برخی آثار را میشنوم به خاص بودن آن پی میبرم و میدانم تا پایان عمرم این ترانه را به صورت گاه و بیگاه در خلوتم خواهم شنید. رهایم در زمره همین آثار است.
انتشار ترانهها در سایتم نه نظمی دارد و نه الگوی مشخصی! صرفا ادای دینم به موسیقی است. حتی آثاری که بارگذاری میکنم لزوما محبوبترینهای من نیستند! اما همگی جز آثار خاصی هستند که از شنیدنشان لذت میبرم. یکی از خوانندگانی که در طی دو دهه گذشته به طور مستمر با آثارش ارتباط برقرار کردهام محسن چاوشی است. از آهنگ نوستالژی سرگرمی تو گرفته تا همین ترانه علاج، همگی بیانگر احساسات، عقیده و نگرش او به جهان هستی هستند!
ترانه رهایم کن بار دیگر نمایانگر تبلور اندوه در صدای چاوشی است. همه موارد موردپسند در این اثر مطلوب یافت میشود. شعر عمیق و تاثیرگذار روزبه بمانی، صدای خاص چاوشی و موسیقی خاص که ذهن را در افکاری مبهم فرو میبرد. با هم به این ترانه زیبا گوش بسپاریم:
نام آهنگ : رهایم کن
خواننده: محسن چاوشی
شاعر: روزبه بمانی
سال انتشار: 1402
ملودی غمگین و صدای عمیق چاوشی مخاطب را از همان ابتدای اثر با خود درگیر میکند. برخی آثار چاوشی به گونهای است که خواننده مخاطبش را عموم جامعه در نظر میگیرد. اما رهایم کن در زمره آثاری قرار گرفته که مخاطب خاص چاوشی به آن احساس تعلق بیشتری دارند. با هم متن این ترانه را بخوانیم!
متن کامل آهنگ رهایم کن چاوشی
ببار چشم من ببین چه سیرم ازت
ببین چه روزی ازم سیاه کردی فقط
تو اون شب بن بست که بغض کرد و شکست
شبی که ساکشو بست نگاه کردی فقط
گذاشتی راحت ازت جدا شه دلم
بسوز خوبه بسوز کمت نباشه دلم
ببار این تازه روزای خوب توئه
شبی که میبینی دم غروب توئه
از اون خزون چه خبر از آسمون چه خبر
از اون دو تا چشم پر از جنون چه خبر
همون که تنها موند همون که تنها رفت
همون که عمرتو برد از اون از اون چه خبر
تموم دیگه تموم کدوم عشق کدوم
که عشق عمر منو حروم کرد حروم
که پیر کرد منو اسیر کرد منو
که پیش چشم خودم شکار شد آهوم
در بین بخشهای مختلف این ترانه بند دوم آن برای جذابیت بیشتری دارد. به نظرم اوج ترانه این بخش است: “ببار این تازه، روزای خوب توئه / شبی که میبینی، دم غروب توئه.” گاهی در زندگی خود لحظاتی را سپری میکنیم که در تصورمان بدتر از آن وجود نخواهد داشت. اما به مرور با مشکلات و چالشهای بزرگتری روبهرو خواهیم شد که مشکلات گذشته در قیاس با آنها کوچک به شمار میآیند. با این که در گذر عمر سی و چندسالهام گاهی لحظات دشواری را نیز پشت سر گذاشتهام اما باورم این است که هنوز دم غروب را هم تجربه نکردهام!
امیدوارم شبهای تیره زندگیتان کوتاه باشد و سحر روشنی در پیش داشته باشید!





