باد آمد و بوی عنبر آورد | سعدی

  1. رضا محمدیان
  2. ادبیات
  3. باد آمد و بوی عنبر آورد | سعدی

سعدی (690-606 ه.ق) شاعر و سخنور بی همتای ادبیات فارسی است. شاید تنها عناوینی همانند شیخ اجل و فرمانروای ملک سخن حق مطلب را درباره او ادا کند. علاوه بر ادبیات پارسی، ادیبان سایر ملل (از ویکتور هوگو و اندره ژید گرفته تا گوته و پوشکین و …) نیز از سعدی تاثیر پذیرفته‌اند. در تقویم شمسی نخستین روز اردیبهشت که تاریخ آغاز کتابت گلستان است را روز سعدی نامیده‌اند. پس در اردیبهشت زیبا همزمان با زادروز 32 سالگی‌ام شعری بی‌نظیر از این شاعر بزرگ را با هم بخوانیم.

سعدی شاعر بزرگ ایران

سهل الممتنع بودن را به عنوان یکی از ویژگی‌های مهم آثار سعدی ذکر کرده‌اند. یعنی شاعر بزرگ با بیانی ساده یک معنی زیبا را به ذهن خواننده متبادر می‌کند. اما تقلید از این بیان ساده، کار دشوار و محالی به نظر می‌رسد. سعدی علیرغم همه توانایی‌هایی که دارد از سرودن شعر دشوار پرهیز می‌کند. کلمات شعر سعدی به زبان محاوره نزدیک است و بر روی گفتار امروز ما نیز تاثیر خود را نشان می‌دهد. در اشعار سعدی ارکان جمله نیز اغلب سر جای خود قرار دارند که به روانی و سادگی شعر کمک فراوانی می‌کند.

من نیز تلاش کردم در آثار او یک شعر سهل الممتنع را با شما به اشتراک بگذارم. با هم این غزل زیبا و روان را بخوانیم:

باد آمد و بوی عنبر آورد

باد آمد و بوی عنبر آورد

بادام شکوفه بر سر آورد

 

شاخ گل از اضطراب بلبل

با آن همه خار سر درآورد

 

تا پای مبارکش ببوسم

قاصد که پیام دلبر آورد

 

ما نامه بدو سپرده بودیم

او نافه مشک اذفر آورد

 

هرگز نشنیده‌ام که بادی

بوی گلی از تو خوشتر آورد

 

کس مثل تو خوبروی فرزند

نشنید که هیچ مادر آورد

 

بیچاره کسی که در فراقت

روزی به نماز دیگر آورد

 

سعدی دل روشنت صدف وار

هر قطره که خورد گوهر آورد

 

شیرینی دختران طبعت

شور از متمیزان برآورد

 

شاید که کند به زنده در گور

در عهد تو هر که دختر آورد

 

شاعر: سعدی

بادام شکوفه بر سر آورد
بادام شکوفه بر سر آورد

احتمالا سعدی قبل از سرودن شعر همچنین منظره زیبایی را تماشا کرده بود. به راستی شکوفه بادام زیباست و مانند جامه زیبایی، درخت را زینت می‌بخشد. تصویر بالا در خوروبیابانک اصفهان ثبت شده که مقصد مناسبی برای تماشای شکوفه‌های درخت بادام است.

ویژگی سهل الممتنع بودن به سادگی در جای جای این غزل یافت می‌شود. واژه‌های شعر همگی ساده و روان هستند. نقش‌های جمله تقریبا همگی در جای مناسب خود قرار گرفته‌اند و در هر بیت شاعر یک یا دو جمله بیان می‌کند.

اردیبهشت ماه با دغدغه‌های (انشاالله مثبت) زیادی برایم آغاز گردید و حجم فعالیتم در سایت کاهش ملموسی داشت. امیدوارم فاصله این نوشته با نوشته بعدی چندان زیاد نباشد. جالبتر اینکه بسیاری از مطالب را در ذهنم نوشته‌ام اما هنوز اینجا ثبت نکرده‌ام.

4 نظرات در مورد “باد آمد و بوی عنبر آورد | سعدی

  1. سلااااام و سلاااام برادر رضا،مبارکاااااا باشه این میلاد بر همه ما اهالی خانه ی امنِ رضا😍😍😍
    مبارک باشه تولدت برادر.خواستم چند روز پیش بیام یه نقدی بنویسم که کجاست آن همه شورِ نوشتن و آن قول و قرار برای اینکه امسال باید 100پست گذاشته بشه که خودتون اعتراف کردین ،چون تولد داریم الان اغماض میکنم😂😂😂
    کس مثل تو خوبروی فرزند

    نشنید که هیچ مادر آورد
    امیدوارم بدرخشی در کار در زندگی در کنار خاتون زیبات.و بهترین هارو برای برادرم از خدا میخوام .
    عجب بهشتی شد این اردیبهشت ،تا باد چنین بادا….

    1. سلام
      ممنون از شما و پیام زیبایتان. امیدوارم ایام به کامتان باشد.
      احتمالا تا پایان سال 100 نوشته محقق خواهد شد. اما اردیبهشت برایم سرشار از دغدغه‌های مثبت بود و همانطور که قبلا هم بیان کردم بسیاری از مطالب را در ذهنم یادداشت کرده‌ام اما هنوز بر رشته تحریر نیاورده‌ام.
      بیتی که گلچین کرده‌اید را نیز بسی دوست دارم.

  2. و اما سعدی شیرین سخن♥️
    به یادگار منم اینجا شعری از سعدی می‌نویسم ،هنوز معتقدم سعدی آنچنان که شایسته و بایسته است شناخته نشده و این همه از کم کاری های ماست.

    ز حد بگذشت مشتاقي و صبر اندر غمت يارا
    به وصل خود دوايي کن دل ديوانه ما را
    علاج درد مشتاقان طبيب عام نشناسد
    مگر ليلي کند درمان غم مجنون شيدا را
    گرت پرواي غمگينان نخواهد بود و مسکينان
    نبايستي نمود اول به ما آن روي زيبا را
    چو بنمودي و بربودي ثبات از عقل و صبر از دل
    ببايد چاره اي کردن کنون آن ناشکيبا را
    مرا سوداي بت رويان نبودي پيش ازين در سر
    وليکن تا تو را ديدم گزيدم راه سودا را
    مراد ما وصال تست از دنيا و از عقبي
    وگرنه بي شما قدري ندارد دين و دنيا را
    چنان مشتاقم اي دلبر به ديدارت که از دوري
    برآيد از دلم آهي بسوزد هفت دريا را
    بيا تا يک زمان امروز خوش باشيم در خلوت
    که در عالم نمي داند کسي احوال فردا را
    سخن شيرين همي گويي به رغم دشمنان سعدي
    ولي بيمار استسقا چه داند ذوق حلوا را؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *